تبليغاتX
هو العزیز
علم کده

هر فرد در طول‌ رشد خود خواه‌ نا خواه‌ با استرس‌های‌ زندگی‌ رو به‌ رو می‌شود مانمی‌ توانیم‌ تمام‌ استرس‌ها و فشارها را از زندگی‌ خود حذف‌ کنیم‌ زیرا زندگی‌ همراه‌ با استرس‌ و هیجانات‌ مختلف‌ است‌.(1)


آن‌ چه‌ می‌خواهیم‌ این‌ است‌ که‌ استرس‌های‌ منفی‌ را به‌ حد اقل‌ برسانیم‌. متداول‌ترین‌ واکنش‌های‌ استرس‌ منفی‌، احساس‌ گرفتگی‌ روی‌ قفسه‌ سینه‌، تشدید ضربان‌ قلب‌، تحریک‌ پذیری‌ و حساسیت‌ زیاد، دشواری‌ در به‌ خواب‌ رفتن‌، کمی‌ تمرکز، اختلاف‌ در کار کرد معده‌، گرفتگی‌ عضلات‌ گردن‌ و ناحیة‌ شانه‌ها؛ سردرد، خشکی‌ دهان‌، عرق‌ کردن‌ کف‌ ست‌، پشت‌ درد(درد کمر) و به‌ هم فشرده‌ شدن‌ آرواره‌ها می‌باشد(2)


برای‌ مقابله‌ با استرس‌ راه‌های‌ متفاوتی‌ وجود دارد، ولی‌ مهم‌ترین‌ و رایج‌ترین‌ آن‌ها روش‌ آرام‌ سازی‌ عضلانی‌ است‌ که‌ آن‌ را آسپرین‌ رفتاری‌ نیز نامیده‌اند.(3) در این‌ روش‌ قبل‌ از هر چیز باید ابتدا گروه‌ عضلات‌ مختلف‌ بدن‌ خود را منقبض‌ کنید (حدود 10 ثانیه‌) و سپس‌ به‌ تدریج‌ آن‌ گروه‌ عضله‌ راشل‌ و منبسط‌ نمایید (حدود 20 ثانیه‌) و در لحظه‌ انقباض‌ یا انبساط‌ فقط‌ و فقط‌ به‌ احساسی‌ که‌ در عضلاتتان‌ وجود دارد توجه‌ کنید و نه‌ چیز دیگری‌. البته‌ این‌ تمرین‌ را در مکان‌ راحتی‌ در یک‌ حالت‌ دراز کشیده‌ روی‌ زمین‌ و یا بروی‌ یک‌ صندلی‌ بزرگ‌ انجام‌ دهید با تکرار و تمرین‌ مهارت‌ بیش‌تری‌ به‌ دست‌ خواهید آورد. این‌ تمرین‌ نیاز به‌ یک‌ برنامه‌ مرتب‌ دارد و فرد باید روزانه‌ حد اقل‌ دو بار و هر روز آن‌ را انجام‌ دهد.(4)


روش دیگر روش ‌آرامش خلاّق است. این روش در پنج مرحله انجام می‌گیرد. در مرحلة‌ اول در جای راحتی دراز می کشید و چشمان خود را می‌بندید و آرام تنفس می کنید و هوا را به آرامی به ریه های خود می کشید و بعد آن را به بیرون بدمید در حالی که آرام تنفس می کنید صحنة خوشایندی را در ذهن خود تصویر کنید.
در این‌ حالت‌ روی‌ عضلات‌ پای‌ چپ‌ خود متمرکز شوید و آن‌ را منقبض‌ کنید برای‌ انجام‌ این‌ کار پنجه‌ پایتان‌ را به‌ سمت‌ رویة‌ زمین‌ امتداد دهید و به‌ هر شدت‌ که‌ می‌توانید آن‌ها را بکشید و تا سه‌ شماره‌ آن‌ها را به‌ همین‌ حالت‌ نگاه‌ دارید اکنون‌ پنجه‌ خود را رها کنید و بگذارید عضلات‌ پای‌ شما در حالت‌ راحت‌ قرار گیرند و این‌ تمرین‌ را در مورد عضلات‌ پا و ساق‌ پای‌ راست‌ و عضلات‌ دست‌ و بازو نیز تکرار کنید.(5)


راه‌ آسان‌تر در خنثی‌ کردن‌ استرس‌ آن‌ است‌ که‌: 1 ـ نفس‌ آرام‌ و عمیقی‌ بکشید. 2 ـ حدود سه‌ ثانیه‌ نفس‌ را در سینه‌ نگه‌ دارید. 3 ـ وقتی‌ به‌ آرامی‌ تمام‌ نفَس‌ خود را بیرون‌ می‌دمید موج‌ آرامشی‌ در بدن‌ خود ایجاد می‌کنید می‌توانید از سر خود شروع‌ و تا پاها ادامه‌ دهید.(6)
مطلب اساسى در خصوص اضطراب ، شناختن منشأ آن و سپس راه هاى برطرف نمودن آن است .


درباره منشأ اضطراب علل مختلفى را ذکر کرده اند، اما به طور عمده خاستگاه اضطراب به عدم خودباورى وعدم اطمینان به نفس برمى گردد. عدم اطمینان به نفس موجب مى شود انسان در هر عرصه اى فراروى خود، با اضطراب و تشویش همراه شود، و نتواند مسایل و مشکلات خود را برطرف نماید و با دغدغه و نگرانى زندگى کند.راه حل مشکلات اضطراب و نگرانى ، تقویت اعتماد به نفس و خودباورى است . از این طریق انسان به آرامش مى رسد و تزلزل و نگرانى او برطرف مى شود. اعتماد به نفس با اتکا به خداوند متعال و ایمان به او و استمداد از نیروى لایزال الهى ، به قدرت نفس و آرامش خاطر انسان مى انجامد. تقویت ایمان موجب خوشبینى و امیدوارى به آینده است و میزان اعتماد به نفس و خودباورى در انسان را به درجه اى مى رساند که هر مشکل و سختى را با تدبیر از میان برمى دارد. قرآن کریم ثبات و آرامش را از آن کسانى مى داند که قلبى سرشار از ایمان داشته باشند و با یاد خدا زندگى کنند.


پی نوشت ها:
1. دکتر غلامرضا گرشاسبی‌، همراز، ص‌62
2. دکتر دبورا برایت‌، آرامش‌ اخلاق‌، ترجمة‌ مهدی‌ قراچه‌ داغی‌ و زهره‌ فتوحی‌، ص‌26.
3. دکتر غلامرضا گرشاسبی‌، همان‌، ص‌91.
4. برای‌ اطلاع‌ پبیش‌تر کتاب‌ همراز اثر دکتر غلامرضا کرشاسبی‌ جهت‌ مطالعه‌ معرفی‌ می‌شود.
5. دکتر دبورا برایت‌، آرامش‌ خلاق‌، ص‌40 ـ 60 با تلخیص‌.
6. همان‌، ص‌73.

منبع :‌سایت تبیان

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 16:25  توسط محسن حیدری  | 

راه های برطرف کردن اضطراب امتحان

نگراني و تشويق دشمن اصلي موفقيت دانش آموزان هنگام امتحانات محسوب مي شود چون اين نگراني انرژي براي فعاليت و تلاش را از انسان سلب مي كند.
البته وجود اندكي اضطراب سازنده ومثبت است اما اگر توان ذهني فعاليت هاي مثبت و قدرت تصميم گيري را از دانش آموزان بگيرد بي ترديد بايد براي آن در خانواده و مدرسه دلايلي جستجو كرد تا بتوان آن را از ريشه درمان كرد.
چون اضطراب يك مساله ذاتي نيست بلكه شخص در ارتباط با محيط اطرافش به آن دچار مي شود مثل اينكه اگر فرزندان در طول سال تحصيلي با نگرش غلط والدين كمال گرا به طور دائمي از نظر نوع استعداد ميزان فعاليت و درجه موفقيت با افراد هم سن و سال خود مقايسه شوند و بدون در نظر گرفتن توانايي هايشان مورد سرزنش و سركوفت قرار گيرند و يا اينكه آنها را بارها وبارها نسبت به فرا رسيدن زمان امتحان هشدار دهند و از گرفتن نمره كم بترسانند و يا حتي براي نمره بيست پاداشهاي سنگين بگذارند به طور ناخواسته آنها را به سمت اضطراب امتحان سوق مي دهند.
والدين بايد بدانند كه در تربيت فرزندان مضطرب نقش مهم و اصلي را ايفا مي كنند پس در درجه اول بايد انتظارات خود را با سن هوش توانايي و مهارت هاي فرزندان تطبيق دهند. اين كار موجب مي شود تا آن ها فرزندانشان را با توانايي هاي ديگران مقايسه نكنند و به آنها بياموزند كه انجام هر كاري به نحو احسن مورد اهميت قرار دارد والاكسب نتيجه چندان مهم نيست . به اين وسيله به او مي فهمانند كه هم براي تلاشهايش ارزش قايل مي شوند و هم سعي و كوشش را به عنوان بخشي از نتيجه محسوب مي كنند كه البته به آن رسيده اند. و هم اينكه به اين وسيله اعتماد به نفس آنها را به نمره هايشان ارتباط نمي دهند.
در مرحله بعد بايد دانست رابطه صحيح والدين با فرزندان كمك موثري به تقويت خودباوري و عزت نفس آنان مي كند تا فرزندان نسبت به تلاش و كوشش بيشتر خود براي انجام كار مطمئن شوند و به خود با ضعف و درماندگي نگاه نكنند چون در آن صورت نه تنها در برابر مسايل درسي بلكه در برابر مسائل زندگي نيز ناتوان خواهند ماند.
ديگر اينكه اوليا مي توانند با يادآوري توانايي هاي دانش آموزان و تشويق آنها هر چند در برابر كسب موفقيت هاي كوچك اعتماد به نفس آنان را تقويت كنند والا سخت گيري و فشار مضاعف مبتني برخواندن درس و ناديده گرفتن توانايي هاي آنان يك روند بي فايده و فرسايشي است و هيچ كمكي به آنان نمي كند.
همچنين به آنان بياموزند كه در ضمن داشتن روش صحيح مطالعه و برنامه ريزي منظم و موثر با حوصله و سروقت انجام دادن تكاليف درسي در كنار تلاش و كوشش بايد نتيجه كارهاي خود را به خداوند مربوط و در همه كارها به او تكيه كنند زيرا توكل يكي از اصول تصفيه باطن و تزكيه نفس است و در سوره تغابن آيه 13 آمده كه « خداي يكتاست كه جز او خدايي نيست و اهل ايمان تنها به خدا توكل مي كنند » . اينگونه است كه با دانستن مفهوم « الابذكرالله تطمئن القلوب » نتيجه كار را بايد به خدا سپرد زيرا فكر كردن به نتيجه كار اضطراب را افزايش مي دهد. در چنين شرايطي است كه با وجود دو بال اعتماد به خود و تلاشها كه همان اعتماد به نفس است و اعتماد به خدا كه همان توكل است مي توان بسياري از پله هاي ترقي را طي كرد.
البته در اين راستا نقش و جايگاه معلمان و اولياي مدرسه نيز از اهميت ويژه اي برخوردار است چرا كه آنها هم در شناخت و هدايت استعدادها و بارور كردن خلاقيت ها بسيار تعيين كننده هستند و هم مي توانند از راهكارهاي مناسب جهت تامين آمادگي رواني چه هنگام برگزاري كلاس درس و چه در ايام امتحان استفاده كنند.
معلمان موفق علاوه بر اينكه با بار علمي بسيار خوب مطالب درسي را به خوبي توضيح مي دهند با جلوگيري از تهديد و ترس به تشويق دانش آموزان مي پردازند چرا كه مي دانند تشويق در برابر تنبيه اثرگذار است و براي دانش آموزان آرامش روحي و رواني را به جاي مي گذارد.
ديگر اينكه يك معلم دلسوز هميشه با ارائه نمونه سئوالات امتحاني و آشنا كردن دانش آموزان با چگونگي طرح سئوال و رفع ابهام وبرگزاري جلسه رفع اشكال به او مي فهماند كه هدف امتحان انتقام يا آزار روحي نيست بلكه صرفا براي ارزشيابي دانش آموزان برگزار مي شود تا به بررسي ميزان يادگيري و قدرت فهم آنهانسبت به كتب درسي بپردازند. وظيفه ديگر معلمان آن است كه از قوانين رسمي و خشك و عوامل اجرايي برگزاري امتحان دوري و محيط مساعد و آرامي را ايجاد كنند تا از اضطراب امتحان كم نمايند چرا كه وقتي معلمي فقط درس مي دهد و به مسايل شخصيتي و رفتاري و روحي فراگيران بي توجه است نمي توان او را معلم موفقي خواند. در اين صورت او تنها يك مدرس است .
معلمان ماندگار و اثرگذار هرگز تنها به تدريس نمي پردازند بلكه در كنار آن به پرورش روح و روان و ساختن آينده فراگيران نيز اهميت مي دهند. دانش آموزي كه در اثر برخورد غلط معلمانش دچار ضعف شخصيتي مي شود و حتي نسبت به خود افكار انتقادي مي گيرد و خود را كودن و ناتوان فرض مي كند و در اين انديشه غوطه ور مي شود كه او بدترين و بي عرضه ترين شاگرد كلاس است ديگر به ندرت مي تواند به خودباوري و اعتماد به نفس برسد.
نكته پاياني اينكه خواب و استراحت كافي به موقع بيدار شدن و حضور به موقع در صحنه امتحان تغذيه مناسب اندكي تفريح و بازي حفظ محيط امن و سالم خانواده تهيه وسايل در حد امكان و حذف مهماني هاي بي مورد نيز مي تواند در آرامش و رسيدن به موفقيت دانش آموزان تاثير بسزايي داشته باشد.
فاطمه نوروززاده
والدين بايد با تلاش هاي كودك و نوجوان اهميت بدهند نه به نتيجه كار زيرا اگر نتيجه گرا باشند دانش آموز مجبور مي شود با اضطراب درس بخواند وبه نتيجه مطلوب هم نرسد
معلمان موفق علاوه بر اينكه با بار علمي مناسب مطالب درسي را به خوبي براي دانش آموزان توضيح مي دهند با جلوگيري از تهديد و ترس به تشويق دانش آموزان مي پردازند
توكل و سپردن كارها به خدا در كنار تلاش و كوشش كافي باعث كاهش اضطراب خواهد شد زيرا توكل و اعتماد به نفس دو ركن اصلي هر موفقيتي محسوب مي شود

منبع : آموزش ابتدایی ناحیه 2 کرمانشاه

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 16:23  توسط محسن حیدری  | 

وضعیت فیزیکی کلاس:

یکی از عوامل مؤثر در نشاط دانش آموزان وضعیت فیزیکی کلاس می باشد. فضای فیزیکی شامل رنگ، نور، چینش نیمکت ها، تهویه و تعداد دانش آموزان است.

الف) رنگ:

مطالعات و تحقیقات دانشمندان نشان می دهد رنگ ها همان گونه که بر روح و روان آدمی تأثیرات گوناگونی به جای می گذارند، جسم او را نیز تحت تأثیر قرار می دهند. محققان بر این باورند که هر یک از رنگ ها فواید خاص درمانی محسوسی برای بدن انسان دارند و در این باره گزارش های متعددی مبنی بر استفاده های موفقیت آمیز از رنگ در درمان بسیاری از بیماری های فیزیکی دریافت کرده اند. برخی از دانشمندان حتی معتقدند تمایل ناخودآگاه ما به یک یا چند رنگ خاص می تواند نشانه ای از نیازهای بدن ما در جهت ترمیم خود باشد. اطلاع از خواص درمانی مختلفی که به هر یک از رنگ ها نسبت داده شده است می تواند کمک شایانی به انتخاب صحیح آنها هنگام تهیه لوازم و طراحی دکوراسیون فضاهای مختلف مدرسه باشد.

به عنوان مثال رنگ نارنجی رنگ گرم و صمیمی است. نارنجی پرتوهای شادی آفرینی از خود ساطع می کند که موجب رفع خستگی است. یا رنگ سبز که انرژی زا و آرامش بخش است به طوری که اضطراب را از انسان دور می کند و موجب رفع تنش و گرفتگی های عضلانی می شود. به خصوص این که سبز رنگی ایده آل برای فضاهایی است که در آنها تمرکز و آرامش مورد نیاز است.

ب) چینش نیمکت ها:

برای ارتباط و تعامل بیشتر دانش آموزان با یکدیگر و همچنین ارتباط مؤثر و چهره به چهره معلم با دانش آموزان می بایست نیمکت ها طوری چینش شوند که این مهم محقق گردد. علمای تعلیم و تربیت بهترین روش چینش صندلی ها را به صورت دایره ای یا «U» شکل پیشنهاد می کنند، خصوصاً در درس هایی که نیاز به بحث و بررسی، فعالیت های گروهی برای حل یک مسئله و یا انجام آزمایش و یک پروژه می باشد. در این صورت تعامل و ارتباط به شکل صحیح انجام پذیر خواهد بود. این امر باعث می گردد تمامی دانش آموزان درگیر آن فعالیت شوند و حالت انفعالی و خستگی در آنها به وجود نیاید.

ج) تهویه و تعداد دانش آموزان:

تهویه هوا باعث می شود به صورت مستمر هوای تازه و پر اکسیژن در کلاس در جریان باشد و تنفس راحت تر انجام گردد، در نتیجه نشاط و سرزندگی به وجود می آید و حالت رخوت و کسالت از دانش آموزان دور می شود، ضمن آن که تعداد دانش آموزان باید به خصوص نسبت به مساحت و فضای موجود متناسب باشد.

● ابزار تشویق:

تشویق جلوه ای از تحسین و تقدیر و نوعی تأیید برای فرداست، در سایه آن شوقی در آدمی پدید می آید که به رفتاری معین اقدام کرده و آن را مکرر می سازد.

به طور کلی در تعریف تشویق می توان گفت: تشویق عامل وادار کننده است که به انسان نیرو و انرژی می دهد، شخصی که تشویق می شود از کار و زحمت خود احساس رضایت و خشنودی می کند و این رضایت خاطر است که جلوی خستگی و بی میلی او را می گیرد.

تشویق و تحسین مایه تقویت روح است وحس اعتماد را در فرد به وجود آورده و استعدادهای فرد رشد کرده و توان درونی اش به فعلیت درمی آید.

حاصل تشویق ممکن است فایده ای برای آدمی نداشته باشد، ولی همین خودپسندی فرد را امتناع می کند و به او اطمینان می دهد که عملش عاقلانه و مورد تأیید بوده است در نتیجه موجب دلگرمی و نشاط او می شود.

● خواب کافی دانش اموزان در اوقات قبل از کلاس و ورود به مدرسه:

خواب از جایگاه بسیار مهمی در زندگی ما برخوردار است. خوابیدن مثل تغذیه کار غریزی است و هر یک از این دو جزیی از غریزه بقاء است.

اهمیت استثنائی خواب علیرغم این که ما به آن بی توجه هستیم، از هر زاویه ای که آن را مورد بررسی قرار دهیم و ازهر جنبه زندگی که به آن مربوط می شود بنگریم، یک واقعیت است. خواب ناکافی از جهت های مختلف بر انسان عواقب سوء می گذارد.

از نظر جسمی در صورت بی خوابی، بیماری های مزمن نیز گسترش می یابد، تغییراتی نیز در فرمول خون به وجود می آید که در درازمدت سبب پیدایش کم خونی می گردد و حالت کسالت همراه با خستگی دایمی و فزاینده و یک حالت تنبلی که به خوبی نمی توان آن را توجیه کرد، تولید می کند. علاوه بر این بدخوابی نه تنها باعث خستگی می گردد، بلکه نیروی جسمی را نیز کاهش داده و عمل گوارش را مشکل تر و کندتر می سازد و عملکرد حواس نیز مختل می شود.

دانش آموزانی که خواب کافی نداشته باشند، عصبی، نگران، ناپایدار و سپس مضطرب شده و از مرحله روانی شدید به مرحله کوفتگی و خستگی می رسند.

مسلماً در این بدخوابی ها، دوره های طبیعی و بیولوژیک همراه، با تناوب هایی از شدت و ضعف نیز وجود دارد، ولی چون خواب از کیفیت و کمیت بدی برخوردار است آنها را تشدید کرده و از کاهی کوه می سازد. شخص کم خواب دائماً دچار ناراحتی روانی می شود. چنین فردی خصایص بسیار با ارزش خود یعنی دوراندیشی را از دست می دهد. براثر بی خوابی روزبه روز بر افسردگی کودکان افزوده می شود و مشکلات دیگری در این زمینه عارض آنها می گردد، از جمله کم اشتهایی، ضعف انرژی، مشکلات روحی، کناره جویی از دوستان و فعالیت ها، احساس بی ارزش بودن و اندوهگینی می کنند.

همچنین اهمیت دادن به هدف در آموزش وتقویت انگیزه درونی از جمله عوامل ایجاد نشاط در دآنش آموزان است.

دمای کلاس،شاد بودن معلم و کارکنان مدرسه،عدم استفاده از تنبیه بدنی،استفاده از موزیک های ملایم و مناسب، محبت اولیای مدرسه به تمام دانش آموزان ، شرکت تعاونی فعال مدرسه و... همگی می تواند در جای خود به جذابیت مدرسه و کلاس کمک نماید .

منبع: خلاصه ی از مقاله آقای حسین برومنددر روزنامه کیهان

************************** 

چگونه بر ترس ناشی از سخنرانی غلبه کنیم؟

چه در حضور یک نفر و چه در حضور یک جمعیت پنجاه نفره، می‌توان بر ترس و خجالت ناشی از سخنرانی غلبه کرد. سخنرانی مهارتی است که همه می‌توانند با تمرین، آن را بیاموزند.

به گزارش سرویس نگاهی به وبلاگ‌های خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در وبلاگ"مجله علمی کاشف فردا" به نشانی http://kashefe-farda.blogfa.com/ آمده است: یک ارتباط چشمی خوب کمک می‌کند تا مخاطب احساس آرامش بیشتری کند و در توانایی‌هایی کلامی شما نیز اعتماد به وجود می‌آورد.

ارتباط چشمی خود را (پیوسته) حفظ کنید؛ برای این کار باید آنقدر بر متن سخنرانی خود تسلط داشته باشید که فقط هر از گاهی نیاز به نگاه کردن به متن خود پیدا کنید.

چند چهره صمیمی را که به مضمون سخنان شما واکنش نشان می‌دهند، در بین حضار پیدا کنید و سخنرانی خود را با تمرکز بر روی آنان انجام دهید. در هر نوبت، ارتباط چشمی خود را چهار تا پنج ثانیه حفظ کنید و سپس به سراغ نفر بعدی بروید.

صحیح ایستادن نشان‌دهنده‌ی اعتماد به نفس است. محکم بایستید. حرکات بیش از حد ممکن است حواس شنوندگان را پرت کند. طبیعتا در هنگام ایستادن دستان خود را در کنار بدن قرار می‌دهید. برای تاکید بر روی نکات مهم، از حرکاتی استفاده کنید که آهسته و دقیق و در عین حال طبیعی باشند.

به عاداتی که ممکن است داشته باشید، توجه کنید؛ عاداتی مثل دست روی دست انداختن، تکیه دادن به دیوار یا با خودکار به جایی زدن. این کارها نیز می‌تواند حواس مخاطبان شما را پرت کند یا به آنها بگوید که شما (نسبت به موضوع) بی‌علاقه یا اینکه دستپاچه‌اید.

سخنرانی خود را در مقابل آینه تمرین کنید تا نحوه اجرا و حرکات بدن خود را بررسی کرده و در صورت لزوم آنها را تغییر دهید. شیوه‌های متفاوتی را مورد آزمایش قرار دهید تا در مجموعه حرکات و ژست‌های خود به آن هماهنگی که با آن احساس راحتی می‌کنید، برسید و همان را در برابر حضار به کار ببرید.

وجود صمیمیت در حالت و حرکات چهره‌ کمک می‌کند تا رابطه‌ای گرم و مثبت با مخاطبان خود به وجود آورید. خنده‌ای که شما به چهره دارید به مخاطب می‌فهماند که شما هم یک انسان و (در نتیجه) قابل اعتمادید، و بدین ترتیب به آنان این فرصت را می‌دهد که نظرات شما را بپذیرند.

حالت چهره‌ شما (در حقیقت) بیانگر حال و هوای سخنان شماست و مخاطبتان را (در سخنرانی) درگیر می‌کند.

انتخاب خوب لباس کمک می‌کند تا برای مخاطب خود احترام قایل شوید. قبل از حضور در محل سخنرانی، نظر دیگران را در رابطه با نحوه انتخاب لباس و نیز تناسب آن با مناسبت مربوطه جویا شوید.

گاهی آهنگ و لحن کلام اثری به مراتب قوی‌تر از محتوای آن دارد. با تمرین کردن، احساس و انرژی را به صدای خود بیفزایید...

مسلما" استفاده از وسایل کمک آموزشی و بهره گیری از تکنولوژی آموزشی مانند استفاده از اورهد،پروژکشتن،سی دی ، کامپیوتر و ... ، کمک شایانی به جذابیت و مفید بودن سخنرانی شما و ماندگاری مطالب مطرح شده  خواهد کرد.

به نقل از دانش نیوز 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 16:21  توسط محسن حیدری  | 

 

حمید رضا ترکمندی - کارشناس ارشد مدیریت

 امام علی (ع) فرمودند:

إن‎‏َّ هذِِهِ الْقُلوبَ تَمَلُّ‏‏‎ُّ كَما تَمَلُّ الْأبْدانُ فَابْتَغوا لَها طَرائِفَ الْحِكَمِ.
دلها مانند بدنها خسته می‌شوند پس (برای رفع خستگی آنها) حكمتهای تازه بجویید.(نهج البلاغة، حكمت91)

خستگی بدنی و روحی برای انسان ، حالتی آزار دهنده  است که تقریبا" تمام توان و انرژی وی را تحت تاثیر قرار داده و از کارایی  افراد می کاهد . و درتعریف آن گفته شده :

 "خستگی  Fatigue  کاهش توانایی انجام دادن کار است ، خواه  کار بدنی باشد یا ذهنی  . 

  خستگی ،  آسیب دیدن عمل دستگاههای  حسی، عصبی، یا عضلانی که در نتیجه انگیزش و فعالیت مداوم پیدا می شود .

خستگی، بیزاری و سیری است که یک احساس بدنی خاص می باشد

عصبانیت Nervousness  حالت تنش درونی ، بی آرامی ، و حساسیت فوق العاده را می گویند.

 (فرهنگ علوم رفتاری،شعاری نژاد)"

        منظور ما در این نوشته کوتاه ،  خستگی اعصاب،ضعف عصبی ، نوراستنی Neurasthenia  نیست . خستگی اعصاب یک بیماری کنشی است که با احساس ضعف و کاهش فعالیت بدنی و ذهنی مشخص می شود . بیماری عصبی است که شخص مبتلا دایما" از ضعف و خستگی بدنی و ذهنی ، احساس سنگینی در سر ، ضعف حافظه و سایر عوارض شکایت می کند . البته این احساس ، نتیجه فعالیت عضلانی و ذهنی نیست بلکه یک نوع خستگی خیالی است که در اثر اضطراب روانی پیدا می شود  (فرهنگ علوم رفتاری،شعاری نژاد)

         به دلیل اهمیت موضوع ، صرفا" برخی عوامل ، به اختصار و تیتروار خواهد آمد به این هدف که سایر نویسندگان آگاه  و مسلط به موضوع در اینترنت ، نشریات و غیره  به ارائه راهکارهایی برای غلبه برخستگی و کاهش تاثیرات سوء آن ترغیب گردند.

         معلمان هم مانند سایر افراد ممکن است دچار خستگی شوند ، کار  ارزشمند معلم به دلایل بسیار با دیگر مشاغل تفاوتهایی دارد ؛ معلم در کلاس باید از دانش آموزان  ارزشیابی شفاهی و کتبی داشته ،  کلاس را مدیریت و اداره نماید ، سر و صدا و گرمی و سردی  را تحمل کند، واکنش دانش آموزان  را نسبت به تشویق و تنبیه های احتمالی زیر نظر بگیرد ، محبت بورزد، عواطف مختلف از خود بروز دهد، در آن واحد با چندین نفر با وجود تفاوتهای فردی آشکار ، سر و کار دارد، به پرسشهای همه پاسخ دهد، از یادگیری تک تک دانش آموزان  اطمینان حاصل کند ، به پیشرفتهای شاگردان توجه نموده و برای ارتقای سطح کیفی کلاس تلاش کند ،  آشتی دهد ، تشویق کند ، (به جای واژه تنبیه چه بنویسیم؟)  تنبیه کند ، ارتباط بین خود و والدین و مدرسه را ایجاد نماید،دل بسوزاند ، عشق بورزد ، هر دانش آموز را در فرایند آموزش و یادگیری سهیم کند ، دانش آموزان را به نوبه  مطرح کند ، اشکال بگیرد ، رفع اشکال کند ، قضاوت کند ، راهنمایی کند ، نمره دهد، بیش از دیگران مراقب اعمال خود باشد،پند و اندرز دهد و ...

        از طرف دیگر، دانش آموزان  هم مجبورند برای ساعاتی در کلاس نشسته ، مقررات و نظم را رعایت کنند، به پرسشهای معلم پاسخ گویند ، و هر کدام انتظار دارند در  جریان یاددهی و یادگیری  مشارکت داده شوند، سردی و گرمی و سر و صدای کلاس را تحمل کنند ، نسبت به فضای آزاد  منزل و حیاط مدرسه ، از جنب و جوش  خود بکاهند  و ...

       معلم باید حواس کلیه دانش آموزان را هنگام تدریس به خود جلب نماید ، از انتقال صحیح اطلاعات به دانش آموز اطمینان یافته و نکات لازم در شیوه های تدریس خود را مد نظر قرار داده و برای موثر بودن تلاش خود ، همواره به ارزیابی روش خود و میزان یادگیری دانش آموزان بپردازد ، انتظارات مدرسه و  خانواده را در مورد دانش آموزان در حد ممکن بر آورده سازد و ...

       مجموعه موارد بالا و صدها مورد فعالیتهای دیگر معلم در کلاس ، می تواند خستگی  وی را به دنبال داشته باشد ...  اما برخی عوامل موثر بر افزایش خستگی معلمان در کلاس چیست ؟

   در زیر  خلاصه ای از این عوامل ذکر می شود که ممکن است  در برخی مدارس و برای برخی معلمان مصداق نداشته باشد و البته جا دارد  هر کدام از بندها ، جداگانه و به دقت بررسی شود و راهکارهایی برای به حداقل رساندن  تا ثیر آنها در خستگی معلمان ارائه شود ، موارد مذکور  صرفا" براساس تجربه شخصی تعدادی از همکاران و جهت اطلاع آورده شده اما معلمان  باتجربه  و دارای  سابقه خدمت بالا ، تاکید می کنند  که از تمام عوامل موثر تر بر خستگی معلم ، این است که  "  معلم تمام وقت کلاس را به خود اختصاص دهد"  و از روش تدریس هایی که دانش آموزان در آن کاملا" منفعل هستند ، استفاده گردد.  ضمنا" تجربه نشان داده که دانش آموزان به درس و تدریس معلمان پر انرژی ، شاداب و سر حال  در کلاس ، توجه بیشتری داشته و مطالب ارائه شده را بهتر یاد گرفته و در کل ، از  نظر آنان ،  اینگونه معلمان از نظر اکثر دانش آموزان ، افرادی دوست داشتنی ، موثر و کارا هستند  ، بر عکس  گرچه اطلاعات علمی برخی معلمان بسیار خوب و حتی نحوه ارائه درس در کلاس هم اشکالی ندارد اما به دلیل اینکه ، مطالب را با شادابی و حرارت به دانش آموزان ارائه نمی دهند ، میزان توجه و یادگیری آنان در کلاس کمتر خواهد شد .

عوامل خستگی مربوط به معلم:

*نداشتن برنامه و طرح درس مشخص برای یک جلسه آموزشی.

*عدم هماهنگی معلمان و کادر  مدرسه در تنبیه و تشویق دانش آموزان و اینکه ممکن است از برخوردهای محبت آمیز  و یا تشویق و تنبیه و روش تدریس  معلم ، سوء استفاده کنند.

*این نگرش که ؛ بیش از اندازه فعالیت می کند و کسی قدرش را نمی داند .

* داشتن این نگرش که کار  وی مهم ، مفید و موثر نیست و نتیجه ای مشهود در دانش آموزندارد.

*داشتن این نگرش که تاثیر  کار معلم در سطح جامعه چندان مشهود نیست .

*مشکلات شخصی معلم مربوط به خارج مدرسه ، مانند  داشتن فرزند کوچک ، استراحت ناکافی ،مشکلات مادی ،مشکلات جسمی

*انتقال ناخواسته (احتمالی) مشکلات شخصی و عصبانیت ها به کلاس درس توسط معلم.

*استفاده از یک روس تدریس یکنواخت مانند روش تدریس سخنرانی صرف که دانش آموزان  به صورت کامل شنونده و منفعل خواهند بود .

* عدم استفاده از وسایل کمک آموزشی در کلاس ، پس کلاس تنوعی برای دانش آموز نخواهد داشت و ممکن است رغبتی به شنیدن سخنان معلم نداشته  و توجهی به کلاس ننمایند.

*تاکید معلم به انضباط خشک کلاسی دانش آموزان ، که ابتدا منجر به کسالت دانش آموز و سپس معلم خواهد شد.

*عدم رضایت شغلی معلم .

*حساسیت بیش از حد معلم به جنب و جوش دانش آموزان و رعایت مقررات کلاسی و درگیری های احتمالی پس ازآن.

*اختصاص اوقات کلاس به رسیدگی به درگیری ها ی خود با دانش آموزان ، و دانش آموزان با یکدیگر.

*تاکید احتمالی برخی مناطق  ، مدیران مدارس و بازرسان ، به داشتن نمرات ثبت شده بیشتر توسط معلمان در دفتر نمره ، بدون توجه به انواع شیوه های ارزشیابی و فقط تاکید بر  نمرات پرسش پای تخته .که  این سبک ارزشیابی ، به میزان زیادی از انرژی معلمان کاسته و آنان را باکمبود وقت مواجه می کند .

* و سایر عوامل

عوامل خستگی معلم مربوط به دانش آموزان ، کلاس و محتوای دروس:

*بی توجهی دانش آموزان به کلاس در اثر درگیری های احتمالی.

*بی توجهی دانش آموزان به تدریس معلم به دلیل امتحان یا پرسش ساعت قبل یا بعد .

*آلودگی هوای کلاس ، بیماریهای واگیردار ، گرو خاک در کلاس.

*خستگی دانش آموزان در ساعات آخر  و معلم مجبور است مکررا" توجه آنان را به کلاس و درس جلب نماید.

*خستگی دانش آموزان به دلایل متعدد مانند  مسابقات ساعات قبل، عدم استراحت و خواب کافی در منزل.

*عدم آمادگی دانش آموزان برای پاسخگویی  یا امتحان و مقاومت و چانه زنی در برابر  پرسش یا ارزشیابی معلم .

*وجود دانش آموزان بی انضباط، بی نظم، مزه پران، متلک گو، و مخل نظم کلاسی که معلم را مجبور به تذکرات مکرر خواهد کرد. گاهی علل بی نظمی در کلاس ناشی از خود دانش‌آموز است . برخی از این علت ها عبارت است از :

1 ) ناراحتی های جسمی ، روحی و روانی

 2 ) نداشتن علاقه و انگیزه 

 3 ) سر در گم بودن و بی اعتنایی به انتظارات معلم و قوانین و مقررات مدرسه و کلاس درس

 4 ) نداشتن برنا مه ی مشخص مطالعه

 5 ) کم خوابی و خستگی مفرط

 6 ) انجام ندادن تکالیف خود

 7 ) تغذیه ی نا مناسب 

 8 ) نا امیدی احتمالی به آینده 

 9 ) استقلال طلبی و مقابله با اقتدار معلم

*جذاب نبودن محیط داخلی کلاس مانند رنگ نامناسب درب و دیوار ، نداشتن پرده های مناسب و زیبا،و سایر امکانات جزیی کلاس .

*حواس پرتی مکرر دانش آموزان در اثر سر و صدای بیرون مدرسه ، داخل سالن ، تنبیه های احتمالی در سالن و غیره که معلم را مجبور به تجمیع حواس دانش آموزان می کند .

*وجود مشکلات جدید مانند  آوردن موبایل به کلاس توسط دانش آموزان، و در نتیجه حواس پرتی آنان و تذکرات مکرر معلم و یا ایجاد سوال برای معلم که چرا  تعدادی از دانش آموزان اصلا" به سخنان معلم توجهی ندارند ؟

*نبود رغبت و انگیزه کافی دانش آموزان به درس و کتاب و تحصیل .

* درگیریها و تنبیه های احتمالی دانش آموزان در ساعات قبل و ترس از ساعت بعد .

* درگیریهای شخصی و قهر و دعوای دانش آموزان با هم در کلاس و یا حیاط و بیرون از مدرسه  و یا تنبیه و محرومیت های دسته جمعی آنان .

*جذاب نبودن محتوای مواد آموزشی و یا حجم بالای برخی کتب درسی .

*سختی برخی مواد درسی.

عوامل خستگی معلم مربوط به مدرسه ، مدیریت ،دفتر و همکاران

 * جذاب نبودن سالن و حیاط مدرسه مانند رنگ ، فضای کافی و غیره

*نبود کارگاه و آزمایشگاه مجهز و فعال و در دسترس معلم و دانش آموز برای تنوع بخشی به روش های تدریس.

*نبود امکانات کافی کمک آموزشی که در اختیار معلم قرار بگیرد و وی را مجبور  به استفاده از روش تدریس سخنرانی صرف می کند .

*نبود مشاوره قوی برای راهنمایی دانش آموزان و حل برخی مشکلات آنان.

* وجود معاون یا مدیر بسیار سختگیر که دانش آموزان را به اعمال فشار و سختگیری عادت داده و معلم نیز در این رابطه دچار مشکل خواهد شد.

* ندادن بازخورد به معلم توسط مدیریت مدرسه  در مورد فعالیت های دلسوزانه و مشهود  وی و عدم توجه به کارهای انجام شده توسط معلم در کلاس و مدرسه.

*بی انگیزگی احتمالی مدیر مدرسه  Principalو عدم علاقه به مسئولیت خود و انتقال این بی علاقگی به معلمان .

*سخنان تکراری (احتمالی) همکاران در  اوقات زنگ تفریح در دفتر مدرسه ، آبدارخانه و سالن و گلایه از موارد مختلف و ندادن انرژی مثبت به هم  و نپرداختن به انتقال تجربه و تقویت روحیه همکاران.

*عدم پذیرایی مناسب از همکاران در زنگ تفریح ، و وجود درگیریهای احتمالی دفتر با دانش آموزان و رسیدگی به آن در زمان استراحت معلم.

*نبود کتابخانه فعال ، نبود سالن کنفرانس یا محلی که معلم برخی اوقات دانش آموزان را جهت تنوع بدانجا برده و تدریس نماید.

*عدم توجه به نوآوری و ابتکارات معلمان توسط کادر مدیریت مدرسه.

*ارزشیابی یکنواخت و برای رفع تکلیف از کلیه معلمان ، نبود تفاوت بین کارکنان معمولی و کارکنان فعال و کوشا.

*وجود برخی همکاران بی انگیزه منفی باف و آنهایی که پشت سر هم انرژی منفی(؟) به دیگران منتقل می کنند .

* وجود برخی همکاران که با فعالیت های نوآورانه و غیر سنتی  مخالفت کرده و شخص را از کار خود دلسرد می نمایند، ومدیریت نیز به تبع آنان ،بدان کارهای نوآورانه توجهی نمی کند .

*وجود کادر مدیریت خسته و بی انگیزه در مدرسه که به صورت سنتی به وضع موجود رضایت داده و در پی تحرک و نوآوری و تشویق نیستند .

*ایراد گیری بیش از حد برخی والدین به معلم ، مدیر ، معاون و کارکنان مدرسه ، که ممکن است  آنان را در انجام وظایف خود ، محتاط  کند .

* محافظه کاری بیش از حد کادر مدیریت ، که فضایی کسل کننده را در مدرسه به وجود خواهد آورد.

* عدم توجه احتمالی بازرسان ، ادارات و دوایر به فعالیت های موثر معلمان دلسوز ، نوآور و خلاق .

* وجود مدیران به نگرش مدیریت ذره بینی در مدارس و کنترل دقیق و سختگیرانه بر اعمال معلم در مدرسه.

* حاکم شدن این نگرش نادرست که : ممکن است بین افراد فعال و غیر فعال در این سازمان تفاوتی وجود ندارد !که موجب بی انگیزگی معلمان خواهد شد .

*حاکم شدن یک فضای محافظه کاری ، انضباط خشک ، و عدم توجه به نشاط و شادابی فضای مدرسه و دانش آموزان ، وجود تذکرات مکرر  مبنی بر رعایت مقررات  و موازین انضباطی غیر ضروری دانش آموزان  و در کل اعمال فشار بر دانش آموزان که این فضای غیر شاداب ، اثر خود را بر معلمان  نیز خواهد گذاشت.

*ندادن انگیزه و انرژی به معلمان در جلسات شورای معلمان مدرسه و برگزاری آن به صورت تکراری و غیر مفید و  دعوت نکردن از کارشناسان برای ارائه روشهای جدید مقابله با خستگی معلمان و ...

با توجه به هر کدام از بندهای بالا(در صورتیکه برای معلمان مصداق داشته باشد) پیدا کردن راهکارهای در دسترس ، ممکن است . که این کار ابتدا توسط خود همکاران و یا توسط متخصصان و کارشناسان مختلف  انجام شود .مدیران مدارس سهم به سزایی در کاهش میزان خستگی معلمان در مدرسه داشته و می توانند با ایجاد فضایی شاد و محیطی دوست داشتنی و با تاکید بر روشهای ایجاد انگیزه در همکاران ، بسیار موثر واقع شوند .

... در صورت داشتن تجربیات مفید در این زمینه ، ما را از نظرات مفید خود بهره مند ساخته و به ایمیل ما ارسال نمایید.

*****************
چند روش براي كاهش خستگي معلمان

این قسمت ازmagiran.com آورده شده است.* اولين كار پس از ورود به منزل، اين است كه به پشت دراز بكشيد وعضلات ارادي بدن را كاملاً شل كنيد. پلك ها را روي هم گذاشته وسعي كنيد به همان حالت باقي بمانيد و به چيزي فكر نكنيد.
* خستگي حنجره وگرفتگي صداي خود را نيز با دم كرده جعفري و گل گاوزبان و خوردن شلغم پخته رفع كنيد.
* خستگي كار روزانه و تنش هاي عصبي روي چشم تاثير منفي دارد. سه نوع حركت ورزشي براي رفع خستگي چشم پيشنهاد مي شود:
* نگاه كردن به بالاو پائين بدون حركت سر به تعداد ۱۰ بار.
* نگاه كردن به چپ و راست بدون حركت سر به تعداد ۱۰ بار.
* قرار دادن دست ها براي چند لحظه روي چشم و برداشتن آنها.
البته شستن چشم با چاي تازه دم شده و خيساندن يك قاشق غذاخوري برگ رازيانه در ۲۵۰ سي سي آب جوش به مدت دو ساعت و عبور دادن آن از صافي و شست وشوي چشم با آن نيز مي تواند به رفع خستگي چشم كمك كند.
* يكي از علل اصلي خستگي پس از كار روزانه، كمر درد است، براي پيشگيري از بروز كمردرد يا به حداقل رساندن آن توصيه هاي زير كمك كننده است:
* استفاده نكردن از كفش هاي تنگ و باريك.
* استفاده از صندلي دسته دار و تا حد امكان بدون چرخ و داراي ارتفاع و پهناي مناسب كه پشتي صندلي تا شانه ادامه داشته باشد.
* در كلاس درس، بايد طوري بنشينيد كه زانو بالاتر از ران قرار گيرد و از زيرپايي هم استفاده شود.
* در كلاس درس نبايد به مدت طولاني سر پا ايستاد.
* انجام دادن حركات كششي و نرمشي روزانه به مدت ۲۰ دقيقه و استفاده از فنون گوناگون ماساژ عضلات، به ويژه ماساژ اندام ها.
* براي رفع خستگي روزانه و به دست آوردن انرژي مورد نياز، بايد خواب خوبي داشته باشيد، بنابراين خوابيدن و بيدار شدن سر وقت و سر ساعت براي حفظ نظم خواب ضرورت دارد.
* خوردن غذاي سبك و قابل هضم در شب، دوش گرفتن قبل از خواب،  و خوابيدن به مدت ۷ تا ۸ ساعت در طول شبانه روز هم توصيه مي شود.
**********************

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 16:20  توسط محسن حیدری  | 

فاطمه (علیها السلام) در نزد مسلمانان برترین و والامقام ترین بانوی جهان در تمام قرون و اعصار می‌باشد. این عقیده بر گرفته از مضامین احادیث نبوی است. این طایفه از احادیث، اگر چه از لحاظ لفظی دارای تفاوت هستند، اما دارای مضمونی واحد می‌باشند. در یکی از این گفتارها (که البته مورد اتفاق مسلمانان، اعم از شیعه و سنی است)، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: "فاطمه سرور زنان جهانیان است". اگر چه بنابر نص آیه شریفه قرآن، حضرت مریم برگزیده زنان جهانیان معرفی گردیده و در نزد مسلمانان دارای مقامی بلند و عفت و پاکدامنی مثال‌زدنی می‌باشد و از زنان برتر جهان معرفی گشته است، اما او برگزیده‌ی زنان عصر خویش بوده است. ولی علو مقام حضرت زهرا (علیها السلام) تنها محدود به عصر حیات آن بزرگوار نمی‌باشد و در تمامی اعصار جریان دارد. لذا است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در کلامی دیگر صراحتاً فاطمه (علیها السلام) را سرور زنان اولین و آخرین ذکر می‌نمایند. اما نکته‌ای دیگر نیز در این دو حدیث نبوی و احادیث مشابه دریافت می‌شود و آن اینست که اگر فاطمه (علیها السلام) برترین بانوی جهانیان است و در بین زنان از هر جهت، کسی دارای مقامی والاتر از او نیست، پس شناخت سراسر زندگانی و تمامی لحظات حیات او، از ارزش فوق العاده برخوردار می‌باشد. چرا که آدمی با دقت و تأمل در آن می‌تواند به عالیترین رتبه‌های روحانی نائل گردد. از سوی دیگر با مراجعه به قرآن کریم درمی‌یابیم که آیات متعددی در بیان شأن و مقام حضرتش نازل گردیده است که از آن جمله می‌توان به آیه‌ی تطهیر، آیه مباهله، آیات آغازین سوره دهر، سوره کوثر، آیه اعطای حق ذی القربی و... اشاره نمود که خود تأکیدی بر مقام عمیق آن حضرت در نزد خداوند است. این آیات با تکیه بر توفیق الهی، در مقالات دیگر مورد بررسی قرار خواهد گرفت. ما در این قسمت به طور مختصر و با رعایت اختصار، به مطالعه شخصیت و زندگانی آن بزرگوار خواهیم پرداخت.

نام، القاب، کنیه‌ها

 نام مبارک آن حضرت، فاطمه (علیها السلام) است و از برای ایشان القاب و صفات متعددی همچون زهرا، صدیقه، طاهره، مبارکه، بتول، راضیه، مرضیه، نیز ذکر شده است.

فاطمه، در لغت به معنی بریده شده و جدا شده می‌باشد و علت این نامگذاری بر طبق احادیث نبوی، آنست که: پیروان فاطمه (علیها السلام) به سبب او از آتش دوزخ بریده، جدا شده و برکنارند.

زهرا به معنای درخشنده است و از امام ششم، امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که: "چون دخت پیامبر در محرابش می‌ایستاد (مشغول عبادت می‌شد)، نورش برای اهل آسمان می‌درخشید؛ همانطور که نور ستارگان برای اهل زمین می‌درخشد."

صدّیقه به معنی کسی است که به جز راستی چیزی از او صادر نمی شود. طاهره به معنای پاک و پاکیزه، مبارکه به معنای با خیر و برکت، بتول به معنای بریده و دور از ناپاکی، راضیه به معنای راضی به قضا و قدر الهی و مرضیه یعنی مورد رضایت الهی.(1)

کنیه‌های فاطمه (علیها السلام) نیز عبارتند از ام الحسین، ام الحسن، ام الائمه، ام ابیها و...

ام ابیها به معنای مادر پدر می‌باشد و رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دخترش را با این وصف می‌ستود؛ این امر حکایت از آن دارد که فاطمه (علیها السلام) بسان مادری برای رسول خدا بوده است. تاریخ نیز گواه خوبی بر این معناست؛ چه هنگامی که فاطمه در خانه پدر حضور داشت و پس از وفات خدیجه (سلام الله علیها) غمخوار پدر و مایه پشت گرمی و آرامش رسول خدا بود و در این راه از هیچ اقدامی مضایقه نمی‌نمود، چه در جنگها که فاطمه بر جراحات پدر مرهم می‌گذاشت و چه در تمامی مواقف دیگر حیات رسول خدا.

مادر و پدر

همانگونه که می‌دانیم، نام پدر فاطمه (علیها السلام) محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله و سلم) است که او رسول گرامی اسلام، خاتم پیامبران الهی و برترین مخلوق خداوند می‌باشد. مادر حضرتش خدیجه دختر خویلد، از زنان بزرگ و شریف قریش بوده است. او نخستین بانویی است که به اسلام گرویده است و پس از پذیرش اسلام، تمامی ثروت و دارایی خود را در خدمت به اسلام و مسلمانان مصرف نمود. خدیجه در دوران جاهلیت و دوران پیش از ظهور اسلام نیز به پاکدامنی مشهور بود؛ تا جایی که از او به طاهره (پاکیزه) یاد می‌شد و او را بزرگ زنان قریش می‌نامیدند.

 

ولادت

 فاطمه (علیها السلام) در سال پنجم پس از بعثت(2) و در روز 20 جمادی الثانی در مکه به دنیا آمد. چون به دنیا پانهاد، به قدرت الهی لب به سخن گشود و گفت: "شهادت می‌دهم که جز خدا، الهی نیست و پدرم رسول خدا و آقای پیامبران است و شوهرم سرور اوصیاء و فرزندانم (دو فرزندم) سرور نوادگان می‌باشند." اکثر مفسران شیعی و عده‌ای از مفسران بزرگ اهل تسنن نظیر فخر رازی، آیه آغازین سوره کوثر را به فاطمه (علیها السلام) تطبیق نموده‌اند و او را خیر کثیر و باعث بقا و گسترش نسل و ذریه پیامبر اکرم ذکر نموده‌اند. شایان ذکر است که آیه انتهایی این سوره نیز قرینه خوبی براین مدعاست که در آن خداوند به پیامبر خطاب می‌کند و می‌فرماید همانا دشمن تو ابتر و بدون نسل است.

 

مکارم اخلاق

 سراسر زندگانی صدیقه طاهره (علیها السلام)، مملو از مکارم اخلاق و رفتارهای نمونه و انسانی است. ما در این مجال جهت رعایت اختصار تنها به سه مورد اشاره می‌نماییم. اما دوباره تأکید می‌کنیم که این موارد، تنها بخش کوچکی از مکارم اخلاقی آن حضرت است.

1-   از جابر بن عبدالله انصاری، صحابی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) منقول است که: مردی از اعراب مهاجر که فردی فقیر مستمند بود، پس از نماز عصر از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) طلب کمک و مساعدت نمود. حضرت فرمود که من چیزی ندارم. سپس او را به خانه فاطمه (سلام الله علیها) که در کنار مسجد و در نزدیکی خانه رسول خدا قرار داشت، راهنمایی نمودند. آن شخص به همراه بلال (صحابی و مؤذن رسول خدا) به در خانه حضرت فاطمه (علیها السلام) آمد و بر اهل بیت رسول خدا سلام گفت و سپس عرض حال نمود. حضرت فاطمه (علیها السلام) با وجود اینکه سه روز بود خود و پدر و همسرش در نهایت گرسنگی به سر می‌بردند، چون از حال فقیر آگاه شد، گردن‌بندی را که فرزند حمزه، دختر عموی حضرت به ایشان هدیه داده بود و در نزد آن بزرگوار یادگاری ارزشمند محسوب می‌شد، از گردن باز نمود و به اعرابی فرمود: این را بگیر و بفروش؛ امید است که خداوند بهتر از آن را نصیب تو نماید. اعرابی گردن‌بند را گرفت و به نزد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بازگشت و شرح حال را گفت. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از شنیدن ماجرا، متأثر گشت و اشک از چشمان مبارکش فرو ریخت و به حال اعرابی دعا فرمود. عمار یاسر (از اصحاب پیامبر) برخاست و اجازه گرفت و در برابر اعطای غذا، لباس، مرکب و هزینه سفر به اعرابی، آن گردن‌بند را از او خریداری نمود. پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) از اعرابی پرسید: آیا راضی شدی؟ او در مقابل، اظهار شرمندگی و تشکر نمود. عمار گردن‌بند را در پارچه ای یمانی پیچیده و آنرا معطر نمود و به همراه غلامش به پیامبر هدیه داد. غلام به نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و جریان را باز گفت. حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) غلام و گردن‌بند را به فاطمه (علیها السلام) بخشید. غلام به خانه‌ی صدیقه اطهر آمد. زهرا (علیها السلام)، گردن‌بند را گرفت و غلام را در راه خدا آزاد نمود.

گویند غلام در این هنگام تبسم نمود. هنگامی که علت را جویا شدند، گفت: چه گردن‌بند با برکتی بود، گرسنه‌ای را سیر کرد و برهنه‌ای را پوشانید، پیاده‌ای را صاحب مرکب و فقیری را بی‌نیاز کرد و غلامی را آزاد نمود و سرانجام به نزد صاحب خویش بازگشت.

2-   رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در شب زفاف پیراهن نویی را برای دختر خویش تهیه نمود. فاطمه (علیها السلام) پیراهن وصله‌داری نیز داشت. سائلی بر در خانه حاضر شد و گفت: من از خاندان نبوت پیراهن کهنه می‌خواهم. حضرت زهرا (علیها السلام) خواست پیراهن وصله‌دار را مطابق خواست سائل به او بدهد که به یاد آیه شریفه "هرگز به نیکی دست نمی‌یابید مگر آنکه از آنچه دوست دارید انفاق نمایید"، افتاد. در این هنگام فاطمه (علیها السلام) پیراهن نو را در راه خدا انفاق نمود.

3-   امام حسن مجتبی در ضمن بیانی، عبادت فاطمه (علیها السلام)، توجه او به مردم و مقدم داشتن آنان بر خویشتن، در عالیترین ساعات راز و نیاز با پروردگار را این گونه توصیف می‌نمایند: "مادرم فاطمه را دیدم که در شب جمعه‌ای در محراب عبادت خویش ایستاده بود و تا صبحگاهان، پیوسته به رکوع و سجود می‌پرداخت. و شنیدم که بر مردان و زنان مؤمن دعا می‌کرد، آنان را نام می‌برد و بسیار برایشان دعا می‌نمود اما برای خویشتن هیچ دعایی نکرد. پس به او گفتم: ای مادر، چرا برای خویش همانگونه که برای غیر، دعا می‌نمودی، دعا نکردی؟ فاطمه (علیها السلام) گفت: پسرم ! اول همسایه و سپس خانه."

 

ازدواج و فرزندان آن حضرت

 صدیقه کبری خواستگاران فراوانی داشت. نقل است که عده‌ای از نامداران صحابه از او خواستگاری کردند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به آنها فرمود که اختیار فاطمه در دست خداست. بنا بر آنچه که انس بن مالک نقل نموده است، عده‌ای دیگر از میان نامداران مهاجرین، برای خواستگاری فاطمه (علیها السلام) به نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رفتند و گفتند حاضریم برای این وصلت، مهر سنگینی را تقبل نماییم. رسول خدا همچنان مسأله را به نظر خداوند موکول می‌نمود تا سرانجام جبرئیل بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد و گفت: "ای محمد! خدا بر تو سلام می‌رساند و می‌فرماید فاطمه را به عقد علی درآور، خداوند علی را برای فاطمه و فاطمه را برای علی پسندیده است." امام علی (علیه السلام) نیز از خواستگاران فاطمه (علیها السلام) بود و حضرت رسول بنا بر آنچه که ذکر گردید، به امر الهی با این وصلت موافقت نمود. در روایات متعددی نقل گشته است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: اگر علی نبود، فاطمه همتایی نداشت. بدین ترتیب بود که مقدمات زفاف فراهم شد. حضرت فاطمه (علیها السلام) با مهری اندک (بر خلاف رسوم جاهلی که مهر بزرگان بسیار بود) به خانه امام علی (علیه السلام) قدم گذارد.(3) ثمره این ازدواج مبارک، 5 فرزند به نامهای حسن، حسین، زینب، ام کلثوم و محسن (که در جریان وقایع پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) سقط شد)، بود. امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) از امامان 12 گانه می‌باشند که در دامان چنین مادری تربیت یافته‌اند و 9 امام دیگر (به غیر از امام علی (علیه السلام) و امام حسن (علیه السلام)) از ذریه امام حسین (علیه السلام) می‌باشند و بدین ترتیب و از طریق فاطمه (علیها السلام) به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) منتسب می‌گردند و از ذریه ایشان به شمار می‌روند.(4) و به خاطر منسوب بودن ائمه طاهرین (به غیر از امیر مؤمنان (علیه السلام)) به آن حضرت، فاطمه (علیها السلام) را "ام الائمه" (مادر امامان) گویند.

زینب (سلام الله علیها) که بزرگترین دختر فاطمه (علیها السلام) به شمار می‌آید، بانویی عابد و پاکدامن و عالم بود. او پس از واقعه عاشورا، و در امتداد حرکت امام حسین (علیه السلام)، آن چنان قیام حسینی را نیکو تبیین نمود، که پایه‌های حکومت فاسق اموی به لرزه افتاد و صدای اعتراض مردم نسبت به ظلم و جور یزید بارها و بارها بلند شد. تا جایی که حرکتهای گسترده‌ای بر ضد ظلم و ستم او سازمان گرفت. آنچه از جای جای تاریخ درباره عبادت زینب کبری (علیها السلام) بدست می‌آید، آنست که حتی در سخت‌ترین شرایط و طاقت‌فرساترین لحظات نیز راز و نیاز خویش با پروردگار خود را ترک ننمود و این عبادت و راز و نیاز او نیز ریشه در شناخت و معرفت او نسبت به ذات مقدس ربوبی داشت.

ام کلثوم نیز که در دامان چنین مادری پرورش یافته بود، بانویی جلیل القدر و خردمند و سخنور بود که او نیز پس از عاشورا به همراه زینب (سلام الله علیها) حضور داشت و نقشی عمده در آگاهی دادن به مردم ایفا نمود.

 

فاطمه (علیها السلام) در خانه

 فاطمه (علیها السلام) با آن همه فضیلت، همسری نیکو برای امیر مؤمنان بود. تا جایی که روایت شده هنگامی که علی (علیه السلام) به فاطمه (علیها السلام) می‌نگریست، غم و اندوهش زدوده می‌شد. فاطمه (علیها السلام) هیچگاه حتی اموری را که می‌پنداشت امام علی (علیه السلام) قادر به تدارک آنها نیست، از او طلب نمی نمود. اگر بخواهیم هر چه بهتر رابطه زناشویی آن دو نور آسمان فضیلت را بررسی نماییم، نیکوست از امام علی (علیه السلام) بشنویم؛ چه آن هنگام که در ذیل خطبه‌ای به فاطمه (علیها السلام) با عنوان بهترین بانوی جهانیان مباهات می‌نماید و او را از افتخارات خویش بر می‌شمرد و یا آن هنگام که می‌فرماید: "بخدا سوگند که او را به خشم در نیاوردم و تا هنگامی که زنده بود، او را وادار به کاری که خوشش نیاید ننمودم؛ او نیز مرا به خشم نیاورد و نافرمانی هم ننمود."

 

مقام حضرت زهرا (علیها السلام) و جایگاه علمی ایشان

 فاطمه زهرا (علیها السلام) در نزد شیعیان اگر چه امام نیست، اما مقام و منزلت او در نزد خداوند و در بین مسلمانان به خصوص شیعیان، نه تنها کمتر از سایر ائمه نیست، بلکه آن حضرت همتای امیر المؤمنین و دارای منزلتی عظیم‌تر از سایر ائمه طاهرین (علیهم السلام) می‌باشد.

اگر بخواهیم مقام علمی فاطمه (علیها السلام) را درک کنیم و به گوشه‌ای از آن پی ببریم، شایسته است به گفتار او در خطبه فدکیه بنگریم؛ چه آنجا که استوارترین جملات را در توحید ذات اقدس ربوبی بر زبان جاری می‌کند، یا آن هنگام که معرفت و بینش خود را نسبت به رسول اکرم آشکار می‌سازد و یا در مجالی که در آن خطبه، امامت را شرح مختصری می‌دهد. جای جای این خطبه و احتجاجات این بانوی بزرگوار به قرآن کریم و بیان علت تشریع احکام، خود سندی محکم بر اقیانوس بی‌کران علم اوست که متصل به مجرای وحی است (قسمتی از این خطبه در فراز آخر مقاله خواهد آمد). از دیگر شواهدی که به آن وسیله می‌توان گوشه‌ای از علو مقام فاطمه (علیها السلام) را درک نمود، مراجعه زنان و یا حتی مردان مدینه در مسائل دینی و اعتقادی به آن بزرگوار می‌باشد که در فرازهای گوناگون تاریخ نقل شده است. همچنین استدلالهای عمیق فقهی فاطمه (علیها السلام) در جریان فدک (که مقداری از آن در ادامه ذکر خواهد گردید)، به روشنی بر احاطه فاطمه (علیها السلام) بر سراسر قرآن کریم و شرایع اسلامی دلالت می‌نماید.

 

مقام عصمت

 در بیان عصمت فاطمه (علیها السلام) و مصونیت او نه تنها از گناه و لغزش بلکه از سهو و خطا، استدلال به آیه تطهیر ما را بی‌نیاز می‌کند. ما در این قسمت جهت جلوگیری از طولانی شدن بحث، تنها اشاره می‌نماییم که عصمت فاطمه (علیها السلام) از لحاظ کیفیت و ادله اثبات همانند عصمت سایر ائمه و پیامبر است که در قسمت مربوطه در سایت بحث خواهد شد. 

 

بیان عظمت فاطمه از زبان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)

 رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، بارها و بارها فاطمه (علیها السلام) را ستود و از او تجلیل نمود. در مواقع بسیاری می‌فرمود: "پدرش به فدایش باد" و گاه خم می‌شد و دست او را می‌بوسید. به هنگام سفر از آخرین کسی که خداحافظی می‌نمود، فاطمه (علیها السلام) بود و به هنگام بازگشت به اولین محلی که وارد می‌شد، خانه او بود.

عامه محدثین و مسلمانان از هر مذهب و با هر عقیده‌ای، این کلام را نقل نموده‌اند که حضرت رسول می‌فرمود: "فاطمه پاره تن من است هر کس او را بیازارد مرا آزرده است." از طرفی دیگر، قرآن کریم پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را از هر سخنی که منشأ آن هوای نفسانی باشد، بدور دانسته و صراحتاً بیان می‌دارد که هر چه پیامبر می‌فرماید، سخن وحی است. پس می‌توان دریافت که این همه تجلیل و ستایش از فاطمه (علیها السلام)، علتی ماورای روابط عاطفی مابین پدر و فرزند دارد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز خود به این مطلب اشاره می‌فرمود. گاه در جواب خرده‌گیران، لب به سخن می‌گشود که خداوند مرا به این کار امر نموده و یا می‌فرمود: "من بوی بهشت را از او استشمام می‌کنم."

اما اگر از زوایای دیگر به بحث بنگریم و حدیث نبوی را در کنار آیات شریفه قرآن کریم قرار دهیم، مشاهده می‌نماییم قرآن کریم عقوبت کسانی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را اذیت نمایند، عذابی دردناک ذکر می‌کند. و یا می‌فرماید کسانی که خدا و رسول را اذیت نمایند، خدا آنان را در دنیا از رحمت خویش دور می‌دارد و برای آنان عذابی خوار کننده آماده می‌نماید. پس به نیکی مشخص می‌شود که رضا و خشنودی فاطمه (علیها السلام)، رضا و خشنودی خداوند است و غضب او نیز باعث غضب خداست. به بیانی دقیق‌تر، او مظهر رضا و غضب الهی است. چرا که نمی‌توان فرض نمود، شخصی عملی را انجام دهد و بدان وسیله فاطمه (علیها السلام) را بیازارد و موجب آزردگی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) گردد و بدین سبب مستوجب عقوبت الهی شود، اما خداوند از آن شخص راضی و به عمل او خشنود باشد و در عین رضایت، او را مورد عقوبتی سنگین قرار دهد.

نکته‌ای دیگر که از قرار دادن این حدیث در کنار آیات قرآن کریم بدست می‌آید، آنست که رضای فاطمه (علیها السلام)، تنها در مسیر حق بدست می‌آید و غضب او فقط در انحراف از حق و عدول از اوامر الهی حاصل می‌شود و در این امر حتی ذره‌ای تمایلات نفسانی و یا انگیزه‌های احساسی مؤثر نیست. چرا که از مقام عدل الهی، بدور است شخصی را به خاطر غضب دیگری که برخواسته از تمایل نفسانی و یا عوامل احساسی مؤثر بر اراده اوست، عقوبت نماید.

 

فاطمه (علیها السلام) پس از پیامبر

 با وفات پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، فاطمه (علیها السلام) غرق در سوگ و ماتم شد. از یک طرف نه تنها پدر او بلکه آخرین فرستاده خداوند و ممتازترین مخلوق او، از میان بندگان به سوی خداوند، بار سفر بسته بود. هم او که در وجود خویش برترین مکارم اخلاقی را جمع نموده و با وصف صاحب خلق عظیم، توسط خداوند ستوده شده بود. هم او که با وفاتش باب وحی تشریعی بسته شد؛ از طرفی دیگر حق وصی او غصب گشته بود. و بدین ترتیب دین از مجرای صحیح خود، در حال انحراف بود. فاطمه (علیها السلام) هیچگاه غم و اندوه خویش را در این زمینه کتمان نمی‌نمود. گاه بر مزار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) حاضر می‌شد و به سوگواری می‌پرداخت و گاه تربت شهیدان احد و مزار حمزه عموی پیامبر را برمی‌گزید و درد دل خویش را در آنجا بازگو می‌نمود. حتی آن هنگام که زنان مدینه علت غم و اندوه او را جویا شدند، در جواب آنان صراحتاً اعلام نمود که محزون فقدان رسول خدا و مغموم غصب حق وصی اوست.

هنوز چیزی از وفات رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نگذشته بود که سفارش رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و ابلاغ فرمان الهی توسط ایشان در روز غدیر، مبنی بر نصب امام علی (علیه السلام) به عنوان حاکم و ولی مسلمین پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، توسط عده ای نادیده گرفته شد و آنان در محلی به نام سقیفه جمع گشتند و از میان خود فردی را به عنوان حاکم برگزیدند و شروع به جمع‌آوری بیعت از سایرین برای او نمودند. به همین منظور بود که عده‌ای از مسلمانان به نشانه اعتراض به غصب حکومت و نادیده گرفتن فرمان الهی در نصب امام علی (علیه السلام) به عنوان ولی و حاکم اسلامی پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در خانه فاطمه (علیها السلام) جمع گشتند. هنگامی که ابوبکر - منتخب سقیفه - که تنها توسط حاضرین در سقیفه انتخاب شده بود، از اجتماع آنان و عدم بیعت با وی مطلع شد؛ عمر را روانه خانه فاطمه (علیها السلام) نمود تا امام علی (علیه السلام) و سایرین را به زور برای بیعت در مسجد حاضر نماید. عمر نیز با عده‌ای به همراه پاره آتش، روانه خانه فاطمه (علیها السلام) شد. هنگامی که بر در خانه حاضر شد، فاطمه (علیها السلام) به پشت در آمد و علت حضور آنان را جویا شد. عمر علت را حاضر نمودن امام علی (علیه السلام) و دیگران در مسجد برای بیعت با ابوبکر عنوان نمود. فاطمه (علیها السلام) آنان را از این امر منع نمود و آنان را مورد توبیخ قرار داد. در نتیجه عده‌ای از همراهیان او متفرق گشتند. اما در این هنگام او که از عدم خروج معترضین آگاهی یافت، تهدید نمود در صورتی که امام علی (علیه السلام) و سایرین برای بیعت از خانه خارج نشوند، خانه را با اهلش به آتش خواهد کشید. و این در حالی بود که می‌دانست حضرت فاطمه (علیها السلام) در خانه حضور دارد. در این موقع عده‌ای از معترضین از خانه خارج شدند که مورد برخورد شدید عمر قرار گرفتند و شمشیر برخی از آنان نیز توسط او شکسته شد. اما همچنان امیر مومنان، فاطمه و کودکان آنان در خانه حضور داشتند. بدین ترتیب عمر دستور داد تا هیزم حاضر کنند و به وسیله هیزمهاي گردآوری شده و پاره آتشی که با خود همراه داشت، درب خانه را به آتش کشیدند و به زور وارد خانه شدند و به همراه عده‌ای از همراهانش خانه را مورد تفتیش قرار داده و امام علی را به زور و با اکراه به سمت مسجد کشان کشان بردند. در حین این عمل، فاطمه (علیها السلام) بسیار صدمه دید و لطمات فراوانی را تحمل نمود اما باز از پا ننشست و بنا بر احساس وظیفه و تکلیف الهی خویش در دفاع از ولی زمان و امام خود به مسجد آمد. عمر و ابوبکر و همراهان آنان را در مسجد رسول خدا مورد خطاب قرار داد و آنان را از غضب الهی و نزول عذاب بر حذر داشت. اما آنان اعمال خویش را ادامه دادند.

 

فاطمه (علیها السلام) و فدک

از دیگر ستمهایی که پس از ارتحال پیامبر در حق فاطمه (علیها السلام) روا داشته شد، مسأله فدک بود. فدک قریه‌ای است که تا مدینه حدود 165 کیلومتر فاصله دارد و دارای چشمه جوشان و نخلهای فراوان خرماست و خطه‌ای حاصلخیز می‌باشد. این قریه متعلق به یهودیان بود و آن را بدون هیچ جنگی به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بخشیدند؛ لذا مشمول اصطلاح انفال می‌گردد و بر طبق صریح قرآن، تنها اختصاص به خداوند و پیامبر اسلام دارد. پس از این جریان و با نزول آیه «و ات ذا القربی حقه»، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بر طبق دستور الهی آن را به فاطمه (علیها السلام) بخشید. فاطمه (علیها السلام) و امیر مومنان (علیه السلام) در فدک عاملانی داشتند که در آبادانی آن می‌کوشیدند و پس از برداشت محصول، درآمد آن را برای فاطمه (علیها السلام) می‌فرستادند. فاطمه (علیها السلام) نیز ابتدا حقوق عاملان خویش را می‌پرداخت و سپس مابقی را در میان فقرا تقسیم می‌نمود؛ و این در حالی بود که وضع معیشت آن حضرت و امام علی (علیه السلام) در ساده‌ترین وضع به سر می‌برد. گاه آنان قوت روز خویش را هم در راه خدا انفاق می‌نمودند و در نتیجه گرسنه سر به بالین می‌نهادند. اما در عین حال فقرا را بر خویش مقدم می‌داشتند و در این عمل خویش، تنها خدا را منظور نظر قرار می‌دادند. (چنانچه در آیات آغازین سوره دهر آمده است). پس از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، ابابکر با منتسب نمودن حدیثی به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با این مضمون که ما انبیا از خویش ارثی باقی نمی‌گذاریم، ادعا نمود آنچه از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) باقی مانده، متعلق به تمامی مسلمین است.

فاطمه در مقام دفاع از حق مسلم خویش دو گونه عمل نمود. ابتدا افرادی را به عنوان شاهد معرفی نمود که گواهی دهند پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در زمان حیات خویش فدک را به او بخشیده است و در نتیجه فدک چیزی نبوده که به صورت ارث به او رسیده باشد. در مرحله بعد حضرت خطبه‌ای را در مسجد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ایراد نمود که همانگونه که قبلاً نیز ذکر شد، حاوی مطالب عمیق در توحید و رسالت و امامت است. در این خطبه که در نهایت فصاحت و بلاغت ایراد گردیده است، بطلان ادعای ابابکر را ثابت نمود. فاطمه به ابوبکر خطاب نمود که چگونه خلاف کتاب خدا سخن می‌گویی؟! سپس حضرت به شواهدی از آیات قرآن اشاره نمود که در آنها سلیمان، وارث داود ذکر گردیده و یا زکریا از خداوند تقاضای فرزندی را می‌نماید که وارث او و وارث آل یعقوب باشد. از استدلال فاطمه (علیها السلام) به نیکی اثبات می‌گردد بر فرض که فدک در زمان حیات پیامبر به فاطمه (علیها السلام) بخشیده نشده باشد، پس از پیامبر به او به ارث می‌رسد و در این صورت باز هم مالک آن فاطمه است و ادعای اینکه پیامبران از خویش ارث باقی نمی‌گذارند، ادعایی است خلاف حقیقت، و نسبت دادن این کلام به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) امری است دروغ؛ چرا که محال است آن حضرت بر خلاف کلام الهی سخن بگوید و خداوند نیز بارها در قرآن کریم این امر را تایید نموده و بر آن تاکید کرده است. اما با تمام این وجود، همچنان غصب فدک ادامه یافت و به مالک حقیقی‌اش بازگردانده نشد.

باید توجه داشت صحت ادعای فاطمه (علیها السلام) چنان واضح و روشن بود و استدلالهای او آنچنان متین و استوار بیان گردید که دیگر برای کسی جای شک باقی نمی‌ماند و بسیاری از منکرین در درون خود به وضوح آن را پذیرفته بودند. دلیل این معنا، آنست که عمر خلیفه دوم هنگامی که فتوحات اسلامی گسترش یافت و نیاز دستگاه خلافت به در آمد حاصل از آن بر طرف گردید، فدک را به امیر مؤمنان (علیه السلام) و اولاد فاطمه (علیها السلام) باز گرداند. اما بار دیگر در زمان عثمان فدک غصب گردید.

 

بیماری فاطمه (علیها السلام) و عیادت از او

 سرانجام فاطمه بر اثر شدت ضربات و لطماتی که به او بر اثر هجوم به خانه‌اش و وقایع پس از آن وارد گشته بود، بیمار گشت و در بستر بیماری افتاد. گاه به زحمت از بستر برمی‌خاست و کارهای خانه را انجام می‌داد و گاه به سختی و با همراهی اطفال کوچکش، خود را کنار تربت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌رساند و یا کنار مزار حمزه عموی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و دیگر شهدای احد حاضر می‌گشت و غم و اندوه خود را بازگو می‌نمود.

در همین ایام بود که روزی زنان مهاجر و انصار که از بیماری او آگاهی یافته بودند، جهت عیادت به دیدارش آمدند. فاطمه (علیها السلام) در این دیدار بار دیگر اعتراض و نارضایتی خویش را از اقدام گروهی که خلافت را به ناحق از آن خویش نموده بودند، اعلام نمود و از آنان و عده‌ای که در مقابل آن سکوت نموده بودند، به علت عدم انجام وظیفه الهی و نادیده گرفتن فرمان نبوی درباره وصایت امام علی (علیه السلام) انتقاد کرد و نسبت به عواقب این اقدام و خروج اسلام از مجرای صحیح خود به آنان هشدار داد. همچنین برکاتی را که در اثر عمل به تکلیف الهی و اطاعت از جانشین پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از جانب خداوند بر آنان نائل خواهد شد، خاطر نشان نمود.

در چنین روزهایی بود که ابابکر و عمر به عیادت حضرت آمدند. هر چند در ابتدا فاطمه (علیها السلام) از آنان رویگردان بود و به آنان اذن عیادت نمی‌داد، اما سرانجام آنان بر بستر فاطمه (علیها السلام) حاضر گشتند. فاطمه (علیها السلام) در این هنگام، این کلام پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را که فرموده بود: "هر کس فاطمه را به غصب در آورد من را آزرده و هر که او را راضی نماید مرا راضی نموده"، به آنان یادآوری نمود. ابابکر و عمر نیز صدق این کلام و انتساب آن به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را تأیید نمودند. سرانجام فاطمه (علیها السلام)، خدا و ملائکه را شاهد گرفت فرمود: "شما من را به غضب آوردید و هرگز من را راضی ننمودید؛ در نزد پیامبر، شکایت شما دو نفر را خواهم نمود."

 

وصیت

 در ایام بیماری، فاطمه (علیها السلام) روزی امام علی (علیه السلام) را فراخواند و آن حضرت را وصی خویش قرار داد و به آن حضرت وصیت نمود که پس از وفاتش، فاطمه (علیها السلام) را شبانه غسل دهد و شبانه کفن نماید و شبانه دفن کند و احدی از کسانی که در حق او ستم روا داشته‌اند، در مراسم تدفین و نماز خواندن بر جنازه او حاضر نباشند.

 

شهادت

 سرانجام روز سوم جمادی الثانی سال یازدهم هجری فرا رسید. فاطمه (علیها السلام) آب طلب نموده و بوسیله آن بدن مطهر خویش را شستشو داد و غسل نمود. سپس جامه‌ای نو پوشید و در بستر خوابید و پارچه‌ای سفید به روی خود کشید؛ چیزی نگذشت که دخت پیامبر، بر اثر حوادث ناشی از هجوم به خانه ایشان، دنیا را ترک نموده و به شهادت رسید؛ در حالیکه از عمر مبارکش بنا بر مشهور، 18 سال بیشتر نمی‌گذشت و بنا بر مشهور تنها 95 روز پس از رسول خدا در این دنیا زندگی نمود.

فاطمه (علیها السلام) در حالی از این دنیا سفر نمود که بنا بر گفته معتبرترین کتب در نزد اهل تسنن و همچنین برترین کتب شیعیان، از ابابکر و عمر خشمگین بود و در اواخر عمر هرگز با آنان سخن نگفت؛ و طبیعی است که دیگر حتی تأسف ابی‌بکر در هنگام مرگ از تعرض به خانه فاطمه (علیها السلام) سودی نخواهد بخشید.

 

تغسیل و تدفین

 مردم مدینه پس از آگاهی از شهادت فاطمه (علیها السلام)، در اطراف خانه آن بزرگوار جمع گشتند و منتظر تشییع و تدفین فاطمه (علیها السلام) بودند؛ اما اعلام شد که تدفین فاطمه (علیها السلام) به تأخیر افتاده است. لذا مردم پراکنده شدند. هنگامی که شب فرا رسید و چشمان مردم به خواب رفت، امام علی (علیه السلام) بنا بر وصیت فاطمه (علیها السلام) و بدور از حضور افراد، به غسل بدن مطهر و رنج دیده همسر خویش پرداخت و سپس او را کفن نمود. هنگامی که از غسل دادن او فارغ شد، به امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) (در حالی که در زمان شهادت مادر هر دو کودک بودند.) امر فرمود: تا عده‌ای از صحابه راستین رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را که البته مورد رضایت فاطمه (علیها السلام) بودند، خبر نمایند تا در مراسم تدفین آن بزرگوار شرکت کنند. (و اینان از 7 نفر تجاوز نمی‌کرده‌اند). پس از حضور آنان، امیر مؤمنان بر فاطمه (علیها السلام) نماز گزارد و سپس در میان حزن و اندوه کودکان خردسالش که مخفیانه در فراق مادر جوان خویش گریه می‌نمودند، به تدفین فاطمه (علیها السلام) پرداخت. هنگامی که تدفین فاطمه (علیها السلام) به پایان رسید، رو به سمت مزار رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نمود و گفت:

"سلام بر تو ای رسول خدا، از جانب من و از دخترت؛ آن دختری که بر تو و در کنار تو آرمیده است و در زمانی اندک به تو ملحق شده. ای رسول خدا، صبر و شکیبایی‌ام از فراق حبیبه‌ات کم شده، خودداریم در فراق او از بین رفت... ما از خداییم و بسوی او باز می‌گردیم... به زودی دخترت، تو را خبر دهد که چه سان امتت فراهم گردیدند و بر او ستم ورزیدند. سرگذشت را از او بپرس و گزارش را از او بخواه که دیری نگذشته و یاد تو فراموش نگشته..."

امروزه پس از گذشت سالیان متمادی همچنان مزار سرور بانوان جهان مخفی است و کسی از محل آن آگاه نیست. مسلمانان و بخصوص شیعیان در انتظار ظهور امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بزرگترین منجی الهی و یازدهمین فرزند از نسل فاطمه (علیها السلام) در میان ائمه می‌باشند تا او مزار مخفی شده مادر خویش را بر جهانیان آشکار سازد و به ظلم و بی عدالتی در سراسر گیتی، پایان دهد.

 

سخنان فاطمه

 از فاطمه (علیها السلام) سخنان فراوانی بر جای مانده، که پاره‌ای از آنان مستقیماً از او نقل شده است و به نیکی می‌توان گوشه‌ای از علو مقام و ژرفای علم و معرفت او را در این کلمات دریافت و پاره‌ای دیگر نیز بواسطه او، از وجود پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت گشته است که به نوبه خود بیانگر ارتباط نزدیک او با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و عمق درک و فهم فاطمه (علیها السلام) می‌باشد. در این مجال، جهت رعایت اختصار تنها به دو مورد از کلماتی که مستقیماً از فاطمه (علیها السلام) نقل شده اشاره می‌نماییم:

1-      قال مولاتنا فاطمة الزهرا (علیها السلام): "من اصعد الی الله خالص عبادته، اهبط الله عزوجل الیه افضل مصلحته"

فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فرمود: "هر کس عبادت خالص خود را به سوی پروردگار بالا بفرستد، خداوند برترین مصلحت خود را به سوی او می‌فرستد."

2-   قال مولاتنا فاطمة الزهرا (علیها السلام) فی قسم من خطبة الفدکیة: "فجعل الله الایمان تطهیراً لکم من الشرک، و الصلوه تنزیها لکم عن الکبر، و الزکاه تزکیه للنفس و نماًء فی الرزق، و الصیام تثبیتاً للإ خلاص، و الحج تشییداً للدین، و العدل تنسیقاً للقلوب، و طاعتنا نظاماً للملة، و اما متنا اماناً من الفرقه، و الجهاد عزا للإسلام، و الصبر معونة علی استیجاب الأجر، و الأمر بالمعروف مصلحة للعامه، و بر الوالدین وقایه من السخط، وصلة الأرحام منماة للعدد، و القصاص حصناً للدماء، و الوفاء بالندر تعریضاً للمغفره، و توفیة المکائیل و الموازین تغییراً للبخس، و النهی عن شرب الخمر تنزیهاً عن الرجس، و اجتناب القذف حجاباً عن اللعنة، و ترک السرقة ایجاباً للعفة، و حرم الله الشرک اخلاصاً له بالربوبیه، فاتقوا الله حق تقاته و لا تموتن الا و انتم مسلمون و اطیعو الله فیما امرکم به و نهاکم عنه فانه" انما یخشی الله من عباده العلماء."

فاطمه زهرا (علیها السلام) در قسمتی از خطبه فدکیه می‌فرمایند: "پس خداوند ایمان را موجب پاکی شما از شرک، نماز را موجب تنزیه و پاکی شما از (آلودگی) تکبر، زکات را باعث تزکیه و طهارت روح و روان و رشد و فزونی در روزی، روزه را موجب پایداری اخلاص، حج را باعث استواری دین، دادگری و عدل را موجب انسجام و تقویت دلها، اطاعت و پیروی از ما را باعث نظم و آسایش ملت، رهبری و پیشوایی ما را موجب امان از جدایی و تفرقه، جهاد را موجب عزت و شکوه اسلام، صبر و پایداری را کمکی بر استحقاق و شایستگی پاداش، امر به معروف را به مصلحت عامه مردم، نیکی به پدر و مادر را سپری از خشم پروردگار، پیوند و پیوستگی با ارحام و خویشاوندان را موجب کثرت جمعیت، قصاص را موجب جلوگیری از خونریزیها، وفا به نذر را موجب قرار گرفتن در معرض آمرزش، پرهیز از کم فروشی را موجب عدم زیان و ورشکستگی، نهی از آشامیدن شراب را به خاطر پاک بودن از پلیدی، دوری جستن از قذف (تهمت ناروای جنسی) را انگیزه‌ای برای جلوگیری از لعن و نفرین، پرهیز از دزدی را موجب حفظ عفت و پاکدامنی قرار داد و خداوند شرک ورزیدن نسبت به خود را از آن جهت حرام فرمود که بندگان در بندگی خود نسبت به ربوبیت او اخلاص پیشه کنند، پس "از خداوند بدان گونه که شایسته است پرهیز داشته باشید و تقوا پیشه کنید و جز درحال مسلمانی از دنیا نروید." و خدا را در آنچه که شما را بدان امر می‌کند و آنچه که نهی می‌کند فرمان برداری کنید. زیرا "تنها بندگان دانا از خداوند خوف و ترس دارند."

منبع : www.roshd.org
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 16:17  توسط محسن حیدری  |